

خوابيدى بدون لالايى و قصه
بگير آسوده بخواب بى درد و غصه
ديگه كابوس زمستون نمى بينى
توى خواب گلاى حسرت نمى چينى
ديگه خورشيد چهره ات رو نمى سوزونه
جاى سيلياى باد روش نمى مونه
ديگه بيدار نميشى با نگرونى
يا با ترديد كه برى يا كه بمونى
رفتى و آدمكارو جا گذاشتى
قانون جنگلو زير پا گذاشتى
اينجا قهرن سينه ها با مهربونى
تو تو جنگل نمى تونستى بمونى
دلتو بردى با خود به جاى ديگه
اونجا كه خدا برات لالايى مى گه
مى دونم مى بينمت يه روز دوباره
توى دنيايى كه آدمك نداره...






به هر که دادم رسوای عالم بود
عشق به هر که دادم,عاشق خیانت بود...
رو به هر کس نزدم ,جز طلب عشق خدایی
خدای آنان هیچ و خود خدای خود بود...
من از سمت خدا آمدم بر زمین خائنان؟
خدای من کجا ؟او کعبه را کجا بود؟
بوی عشق پر بود در فظای تعفن!!!
هوای عشق بود و هوس همنشین بود...
من بمیرم زعشق خدایم, نهراسم از خود...
تو بمان و زندگی کن ,خود فریبی کن, جفا کن
دیوانه نیست دلا عاشق نوازی از کجا شد پیشه ات؟ مانده ام در کار تو در راه و در اندیشه ات این نشد رسم محبت از دل بی رحم او از غم و نا مهربانی مرده خاک و ریشه ات در ره خوشبختی ات بس عاشقی جا مانده ای چون شقایق مست باد، تیمارو شیدا مانده ای قیمت ناز نگاهش را به خون خود دهی وای بر تو در خم زلف چلیپا مانده ای گر بداند عاشقی صد ناز بهتر می کند درد بی درمان دل را صد برابر می کند دل تمنایی مکن از چشمه سار دیده اش گر بداند تشنه ای او راه را بدتر کند مستی تو از لب پربار یک پیمانه نیست جام قلبت پر شده این کار یک میخانه نیست روزی آید او ترا هشیار از این مستی کند یار دیگر گیرد آری،چون که او دیوانه نیست _______________________________ باز آی تا دوباره دستی به مهر گیریم مانع شویم بر ظلم، حتی اگر بمیریم باز آ که عشق بر بام دل بسازیم هر دو شویم عاشق مستانه دل ببازیم _______________________________ خبرم داد باد صبا بلبل خوش خوان آمد غم تنهایی دل سرد شد و درمان آمد سر شوریده چه مست است به دریای خیال دل شوریده چه شاد است که سامان آمد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایه ی مژگان من چون تب عشقم چنین افروختی لاجــــرم شعرم به آش سوختی ای شب از رویای تو سنگین شده سینه از عــطر توام سنگین شده ای به روی چـــشم من گسترده خویش شادیم بخشــــیده از انـدوه بیـــــــــش آه...افسوس که زخم دل خاموشم را مرهم نيست! بال پرواز مرا پيش تر ها چيدند آه...افسوس که اندوه مرا پايان نيست چشمهايم همه شب باراني است و صد افسوس که دستم خالي است نه گلي..نه آوازي..نه سرودي که بخوانم در صبح همهء رنج من از بغض گل نشکفته است خوب يادم هست از همان فصل شکوفايي من غنچه زد در دل من تنهايي! شايدم اين گل نشکفتهء بغض بشکفد در صبحي و صداي هق هق پر کند کوهستان پر کند آبادي پر کند دشت جگر سوخته را همهء رنج من از بغض گل نشکفته است و صد افسوس که دستم خالي است باز آی که بی تو مه من رنگ ندارد شب های سیاهم دگر آهنگ ندارد امشب که رخ ماه شب تار تمامست آوائی به جز یاد تو رنج ندارد من رندم و عاشق،خوشا حافظ شیراز که من مست و خرابم وین منزل ویران،راهی به خرابات ندارد امشب دل من ماُمن غم های نهان است وین کالبد خسته که می بینی همه ماحصل درد فراق است امشب شب من رنگ خوش خواب ندارد وین چشم از فراقت آن یار سفر کرده دگر تاب ندارد امشب شب من گنگ،دلم تنگ مهتاب شب من پر از قصه و آهنگ لیک این دل بی تاب خبر از خواب ندارد *****************************************************

_________________________________
بیا که من هنوز یارتم با آه سینه سوز یادتم
شب یادتم و روز یادتم فدات شم یادتم فدات شم
بیا که جز تو یار ندارم صبر ندارم قرار ندارم به هیچکی جز تو کار ندارم
___________________________
یادی نکردی از من رسم رفاقت این نیست
اشکی برام نریختی عشق و صداقتی نیست
___________________________
تمام دنیا یکطرف تو یکطرف عزیزم
تمام خوبا یکطرف تو یکطرف عزیزم
آهسته و پیوسته مهرت به دل نشسته جونم به جونت بسته عزیزم
طلسم نا امیدی تو قلب من شکسته
___________________________
کاشکی عشق دیروز هنوز میون ما بود
واسه من توی قلبت هنوز یه زره جا بود
می خوای تنهام بزاری با این دل دیوونه
میگی سیری از من باصد هزار بهونه
من دوست دارم عاشقتم این جوری ازارم نده
جواب رد به این قلب گرفتارم نده
نگو تمومه عمر آشنایی
نگو رسیده لحظه جدایی
قسم به اون خدایی که میپرستی دار و ندار این زن فقط تو هستی
کاشکی از اول من میدونستم
معنی حرفایی که میگی نمیدونی
برای قلب ساده ی خوش باور من مثل هوسهای جوونی نمیمونی
___________________________
تنها:

تـنها
چند روز است، بغض گریههای خستهام را بر دوش گرفتهام
و هیچ دلتنگی را.
چند ماه است، گلویم پر از آواز است
و هیچ شنوندهی را.
چند سال است، دیوانم پر از شعر است
و هیچ خوانندهی را،
نمییابم
تا اشک و آواز و شعرم را برایش بگذارم

راستی همه میگن که اگه میعاد یه روزی بمیره خوب میشه مگه نه؟؟؟؟
نمیدونم چی شد مثل ساله پیش شاید بشه.
ولی خواب دیدم ۲۵مرداد یکی میاد و زندگیمو عوض میکنه!
خدا جون اگه میخوای عاشقم کنی اول اون یکی رو عاشق من بکن.
آمین
خوبید؟
نمیدونید چه خبره!
۳۱تیر ماه تولد آبجی زهرا هست من تو وبم تولد گرفتم اگه کاممنت بزارید خوشحال میشم.




تولدت مبارک آبجی زهرا!![]()
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible
love is something silent , but it can be louder than onything when it talks love is wide ocean that joins two shores love is when you find yourself spending every wish on him 





امروز روز ما شدن است و فردا روز تنها شدن ...
امروز روز پروانه شدن است و فردا روز سوخته شدن ...
امروز روز خاطره شدن است و فردا روز فراموش شدن ...
امروز روز فدا شدن است و فردا روز فنا شدن ...
امروز روز بهار شدن است و فردا روز پاییز شدن ...
امروز روز خواب شدن است و فردا روز خراب شدن ...
امروز روز منتظر شدن است و فردا روز خسته شدن ...
امروز روز قصه شدن است و فردا روز غصه شدن ...
امروز روز بیست شدن است و فردا روز نیست شدن ...
امروز روز مرد شدن است و فردا روز نامرد شدن ...
امروز روز آشنا شدن است و فردا روز غریبه شدن ...
امروز روز داد شدن است و فردا روز بیداد شدن ...
امروز روز ترانه شدن است و فردا روز مرثیه شدن ...
امروز روز همنفس شدن است و فردا روز در قفس شدن ...
امروز روز اول شدن است و فردا روز آخر شدن ...
امروز روز گل شدن است و فردا روز خار شدن ...
امروز روز عاشق شدن است و فردا روز بیزار شدن ... !!!




نظرت چیه؟؟؟
Time may take us apart, but I will still love you, I promise.
And when the stars, stars are falling
I'll keep calling
I promise that you'll be my one, my only everything
I'll never be untrue
And I promise that for all your love I will do anything
I will give you the stars, I will buy you the moon
Even through the longest of our nights
And even through the darkest days
Our love will find a way

منو ببخش عزیز من اگه میگم باهام نمون
دستای خالیمو ببین اخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
((همسفر شعر و جنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم))
بین من و تو فاصله است یه در سرد اهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در میزنی
این در سرد لعنتی شاید نخواد که وا بشه
قلبتو بردار و برو قطار داره سوت میکشه
((همسفر شعر و جنون عاشقترین عالمم
تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم))
میدونید عشق از نظر اساتید دانشگاه یعنی چی؟
استاد برق: "یعنی با یک نگاه برق از سه فاز آدم بپره"
استاد عمران:عشق زلزله ای است که هر سازه ای رو می لرزونه
استاد ادبیات: عشق آرایه ای است. ، که شعر زندگی را خیال انگیز می کند
استاد نساجی: "عشق یعنی بافت صحیح یک تار و یک پود"
استاد شیمی: "یعنی برخورد مؤثر ذرات دو واکنش دهنده"
استاد کامپیوتر: "عشق یعنی اینکه سیستم عاملت هنگ بکنه"
استاد اقتصاد: "عشق یعنی بابای معشوق پولدار باشه"
استاد معارف: "عشق یعنی حرم قرب الهی"
استاد عربی: "أنت حبیبی ، أنا مای دار ، فلوس موجود لا مشکل"
استاد احتمال: "طبق اصل لانه کبوتری ، عشق یعنی در هر خانه دل تنها یک کبوتر بنشیند"
استاد فلسفه: "عشق یعنی بی معنا شدن در عالم معنا"
استاد فیزیک: "عشق تابع اثر دوپلر است و به جسم و ناظر آن بستگی دارد"
استاد منطق: "عشق بی معناست"
استاد پزشکی: "گاه دردی است که درمانی ندارد و گاه داروئی که درمان همه دردهاست"
استاد تاریخ: "سقوط سلسله ای و صعود سلسله ای دیگر است"
استاد هنر: "عشق ، عقل را ، سیاه قلم زدن است"
استاد نجوم: "عشق ستاره ای است تنها ، که به دنبال آدم خود بر روی زمین می گردد"
استاد معادلات: "عشق یعنی از جات پاشی و بری از کلاس بیرون"
درس خواندیم، شیطنت کردیم، عاشق شدیم و...
و سپس هر یک با کوله باری از آرزو و خاطره...
در ابری محو شدیم...
و دیگر حتی به ما اجازه نخواهند داد
که طول پل را بپیماییم...
و از یکدیگر یاد کنیم و بس...
گاهی چه زود دیر می شود...
فردا سالگرد مرگ عزیزترین دوستم مریم جانه

ندا دادی تو ما را با صداقت قسم بر آن نگاه بی گناهت
که رأیت را بگیریم از سیاهی که همره ما نگردیم با تباهی
که همواره به ظالم ما بتازیم که دائم جاودان راهت بسازیم
بخواب ای خواهرم آرام آرام بخواب ای نو شکفته ای دل آرام
شهید راه پاکی ها تو بودی مبارز با تباهی ها تو بودی
تو که هرگز نبودی خاک و خاشاک
چرا افتاده ای اینگونه در خاک؟
ندایم ای ندای سرزمینم صدای جاودان این زمینم
صدای تو شود داد دلیران ندای تو شود فریاد ایران